مقدمه
آشنایی با گونه های رایج برنامه سازی در تلویزیون های بزرگ و قدرتمند، با یادآوری مساله ی جهانی سازی، شاید به نظر امری چندان پسندیده نرسد. اینکه برنامه ها و شکل آن ها در سایر کشورها، الگو گرفته و تقلیدی از برنامه ها و شکل های مرسوم برنامه سازی در چند کشور قدرتمند سیاسی و اقتصادی باشد.

design36

حتما مورد قبول جامعه نخبه و فرهنگی که دغدغه ی هویت دارند قرار نخواهد گرفت. با اینحال، ضرورت شناخت شکل های موفق و مورد بحث در مطالعات تلویزیونی و رسانه ای بر کمتر کسی پوشیده است.

شناخت یک گونه، علاوه بر ایجاد امکان درک بهتر مطالعات فرهنگی و نظری پیرامون آن با طرح چگونگی مقبول شدن یک محصول رسانه ای در یک فرهنگ مردمی شاید بتواند تداعی گر و الهام بخش سازندگان و تهییه کنندگان داخلی باشد تا با دانش بومی خود از فرهنگ منطقه، شکل های مناسبی برای رقابت با این برنامه ها و تلویزیون ها ابداع کنند. گونه ی تلویزیون-واقعیت، با وجود محبوبیت بسیار گسترده آن در بین مردم و جایگاه ثابت آن در جدول پخش تلویزیون های دولتی، تجاری و مردمی در کشور ما هنوز چندان مورد توجه نیست.

الگوبرداری در ساخت برنامه، بر مبنای تماشای گونه در یک یا چند شبکه ی خارجی نیز نتوانسته است جایگاه درخوری برای این قالب در صدا و سیما ایجاد کند و لزوم دانشی شناختی درباره ی گونه ی تلویزیون واقعیت به طور ملموس احساس می شود.

چه پس زمینه های فرهنگی برای مقبولیت این گونه برنامه ها در تلویزیون وجود دارد؟ گونه ی تلویزیون واقعیت چگونه بیننده ی خود را مخاطب قرار می دهد؟ لذت بیننده از برنامه به چه عواملی مربوط می شود؟ و در نهایت اینکه این محصول مورد پسند فرهنگ مردمی چگونه موفقیت خود را کسب کرده سوال هایی است که دانشی شناختی را درباره ی گونه ی تلویزیون واقعیت طلب می کند.

شکل شناسی، یافتن ریشه ها و سرمنشاهای شکل گیری، تعریف و طبقه بندی از روش های اولیه و مرسوم معرفت شناختی درباره ی یک پدیده است که برای معرفی گونه ی تلویزیون واقعیت نیز در این مبحث مورد استفاده قرارگرفته است.

چهارچوب نظری
مطالعات پیرامون گونه ی تلویزیون واقعیت، همواره با مفهوم “چند رگه بودن” همراه بوده است. چند رگه بودن، در معنای ترکیب گونه ها و قالب های مختلف یک رسانه و یا حتی رسانه ای دیگر، در ظاهر در تعارض با بررسی های گونه، آنچنان که در ادبیات و فیلم هست قرار می گیرد اما در تلویزیون و به ویژه ی گونه ی تلویزیون واقعیت این مساله گویی به شکلی دیگر مطرح است و آنطور که ژان داوی می-گوید: «در مطالعات گونه، تلویزیون واقعیت با ترکیب های متنوع و گسترده از انواع مختلف برنامه ها شناخته می شود» (ژان داوی، ۲۰۰۷، ۱۳۴).

چندرگه بودن در تلویزیون-واقعیت، حتی فراتر از ترکیب گونه ها دیده شده است و تلفیق دو کاربرد اساسی تلویزیون یعنی اطلاع رسانی و سرگرمی را در انگیزه ی ظهور و شکل گیری این گونه نقل کرده اند. آنت هیل در این باره معتقد است معنای تلویزیون واقعیت معنایی اعتباری و ارزشی است که به سبب همراه شدن اطلاع رسانی و سرگرمی برای بیننده های مختلف قابل ارزیابی است (هیل، ۲۰۰۷، ۱۳۶). آنت هیل در ادامه ی بحث خود در معرفی مطالعات پیرامون گونه ی تلویزیون واقعیت به دو جریان متفاوت در این بررسی ها اشاره می-کند.

یک جریان بیشتر بر مبنای ضبط بی واسطه وقایع یا مشاهده گرانه و جریانی دیگر که بر ساختار شکل یافته گونه تمرکز دارد (هیل، ۲۰۰۷، ۱۳۸). هیل معتقد است که علت تفاوت در این دو رویکرد، گرایش یکی به دستاوردهای فیلم در زمینه ی مستند مشاهده گرانه بوده است و در دیگری تمرکز بر یک هدف به طور عمده تلویزیونی که همان سرگرمی است قرار گرفته است. تصویر کردن آدم های واقعی در محیط خود و یا قرار دادن آن ها در فضایی دیگر به عنوان ممیزه ی شاخص دو شکل برنامه در این گونه توسط هیل عنوان شده است. این دو رویکرد را می توان و برداشت متفاوت از مفهوم واقعیت، باعث شده است .
در هر جایی از صنعت تلویزیون که امروزه شما سرک می کشید با صحبت از چیز جدیدی با نام “تله واقعیت” مواجه می شوید که از ترکیب با سپ اپرا، ورزش، درام های پلیسی و مجموعه های خانوادگی و … به دست آمده است. معنای تمام این ها در حقیقت اشاره به یک چیز است: اگر شما امروز یک مجموعه ی موفق “تله واقعیت” نداشته باشید در واقع موجودیتی ندارید.
(دانکلی، ۲۰۰۱)

اگرچه این نقل قول، به حقیقت ناخوشایندی در مورد رسانه ی ملی ما اشاره می کند اما در عین حال به وضوح اهمیت برنامه های تله واقعبت را در صنعت برنامه سازی امروز دنیا روشن می سازد. کثرت گونه ها و قالب های این ژانر، نرخ بالای تماشاگران و کتاب ها و مقالاتی که در این زمینه نوشته شده و می شود همگی اشاره به نقش تاثیرگذار آن در تلویزیون دارند. همانطور که فریدمن (۲۰۰۲) می-گوید؛ در قرن جدیدِ پخش برنامه های تلویزیونی، هیچ ژانر و یا نوع برنامه ای به اندازه ی “برنامه های واقعیت محور” مورد توجه بینندگان و سازندگان برنامه های تلویزیونی قرار نگرفته است.
تنوع جدول زمانی پخش برنامه های واقعیت محور از ابتدای روز تا اواخر شب، آن را به عنوان یک رقیب در کنار دیگر کانال های محبوبِ مردمی مثل “کانال های موسیقی” و “خبر” قرار می دهد. آمارهایی که آنت هیل (۲۰۰۵) ذکر می کند درستی این قضیه را اثبات می کند: « برنامه های واقعیت محور مرتبا بیشترین نرخ، از یک ساعت و نیم مدت زمان پخش آگهی برنامه های اول شب آمریکا را از آن خود می کند» (آنت هیل، ۲۰۰۵). بر اساس تحقیق های نقل شده در “نیویورک تایمز” محبوبیت برنامه های “تله واقعیت”، اقتصاد صنعت تلویزیون را متحول کرده است (هیل، ۲۰۰۵).

گمان می رود بعد از عصر طلایی تلویزیون که قدرت تلویزیون معطوف به پخش زنده بود اکنون به جرات می توان گفت که قدرت تلویزیون در پخش برنامه های سرگرم کننده ی واقعگرایانه است. ویژگی ای که تلویزیون را از سایر انواع رسانه متمایز می کند:
قالب ها، تصورها و تعریف های تله واقعیت خود را با ساختار اقتصادی، جدول بندی پخش و منظر فرهنگی ای که ناب تلویزیون است معطوف کرده است.
(سو هلمز، دبورا جرمی ۲۰۰۷)

برنامه های تله واقعیت محدوده ی وسیعی از تماشاگران سن های بین ۱۶ تا ۴۵ سالِ مرد و زن را به خود جذب می کند (هیل،۲۰۰۲). این محدوده ی وسیع تماشاگر، تله واقعیت را یک گونه ی آشنا برای مردم کرده است. همانطور که بارنفیلد (۲۰۰۲) بحث می کند اکنون علامت سوال ها از مقابل این ژانر حذف شده و شما می توانید تنها نام یک طبقه بندی را ذکر کنید و مردم بلافاصله منظور را درک کنند.

این سخن اشاره به آن دارد که در زمانی که تله واقعیت به این سمت می رود که در صدر برنامه های تلویزیون های معاصر قرار بگیرد عمومیت آن نیز بیشتر می شود و این کار بررسی ما را سخت تر می کند. اگرچه هر فردی یک تصوری از تله واقیت دارد اما در تعارض با گفته ی بارنفیلد هیچ اجماعی در مورد اینکه تله واقعیت دقیقا چیست وجود ندارد.

دوگانگی ای که در نام آن وجود دارد امکان وجود تعریف مشخصی از آن را دشوار کرده است. واژه “واقعیت”؛ که به تعریف مستند ارجاع دارد و “تلویزیون” (تله) که به عنوان یک وسیله سرگرمی دیده می شود. قالب های متعدد تله-واقعیت نیز به این مساله دامن می زند. ترکیب با دیگر ژانرها، قرار گرفتن بین دو گونه ی درام و مستند، آموزشی و سرگرمی (هیل، ۲۰۰۵) و رویکردهای متفاوتی که در مطالعه آن لحاظ می شود مانند رویکرد ابزاری (صنعتی)، تماشاگر محور و یا رویکرد ژانر باعث مبهم شدن تعریف آن شده است.

ویژگی هایی مثل تدوین دست کاری شده ، موقعیت های از پیش نوشته شده، تصویرسازی از مردم در موقعیت های غیرعادی و تنش زا در کنار ویژگی هایی مانند ضبط وقایع، اتفاقات حقیقی و حضور مردم عادی گیج کننده به نظر می-رسد. به هر حال فهم معنای تله واقعیت از این میان میسر است. بنابراین تلاش شده است تا دیدگاه های گوناگون معاصر در تشریح تله واقعیت معرفی شود. امیدوارم این امر زمینه ای برای درک تله واقعیت را آنچنان که هست فراهم کند.

ریشه ها
در این بخش قصد بر این نیست که روند تاریخی شکل گیری ژانر توضیح داده شود یا اولین برنامه های ساخته شده با این تعریف معرفی گردد (هرچند که نگاهی گذرا به آن ها شده است) بلکه توجه بر این مطلب معطوف شده که تله-واقعیت از چه رسانه یا رسانه هایی متولد گشته است. پیشینه ی برنامه ی آلن فانتز (۱۹۷۴) باعث شده است که رادیو به عنوان یکی از مهمترین منشاهای تله واقعیت معرفی شود:
اولین برنامه های تلویزیونی که مردم را در موقعیتی نانوشته تصویر می کردند در دهه ی ۴۰ آغاز شدند. برنامه ی آلن فانتز “دوربین مخفی” که در سال ۱۹۸۴ بر اساس برنامه ای رادیویی ساخته ی خود او به نام” میکروفون مخفی” پخش شد به عنوان پدر برنامه های تله واقعیت شناخته می شود. برنامه ای که از واکنش های مردم معمولی در برابر شوخی های سازندگان توسط دوربینی که از وجود آن آگاه نبودند ساخته می شد.
(پترسون، ۲۰۰۷)
اگرچه دوربین مخفی قدیم ترین مرجع برای برنامه های واقعیت محور است اما باید به خاطر داشته باشیم هر قالبی از برنامه های تله واقعیت از جایی متفاوت شروع شده است. مانند برنامه های جنایی که بر پایه مجموعه ی رادیویی “نایت واچ” ساخته شدند (۱۹۵۴- ۱۹۵۵) که فعالیت-های روزانه ی افسران پلیس کالیفرنیا، شهر کلوِر را ضبط می کرد (پترسون، ۲۰۰۷).
این مورد مطمئنا به دلیل تنوع برنامه هاست- محدوده ی وسیعی که از دوربین مخفی، نگاه به جنایت انگلستان (Crimewatch)، برادر ارشد (Big Brother)، نجات یافته گان (Survivors)، داستان ازدواج (A Wedding Story) و خانواده ی آزبرن(Osbournes) را تا مهاجمان خانه (House Invaders) شامل می شود. برنامه هایی که به همان اندازه که به هم شبیه اند تفاوت های اساسی هم دارند. تفاوت هایی در پیشینه ی تاریخی، منشا-های ژانری، جذابیت ها و نوع مخاطبانشان.
(هولمز و جرمین، ۲۰۰۴)
ما باید توجه داشته باشیم که رادیو تنها منشا به وجود آمدن تله واقعیت نبوده است. آنت هیل سه منشا اصلی را برای آن معرفی می کند (۲۰۰۵).
۱- مجلات زرد
۲- مستندهای تلویزیونی
۳- سرگرمی های محبوب مردمی ( برنامه های گفتگو محور، ورزش، مسابقه…
باید در اینجا اشاره کنیم که نظریه های دیگری وجود دارد که سینما وریته و سپ اپرا را نیز در شکل گیری تله واقعیت موثر می دانند. البته این دیدگاه ها به شدت مورد انتقاد بعضی محققان از جمله هلمز قرار گرفته است.
دانکلی (۲۰۰۲) ارتباط تنگاتنگ تله واقعیت را با تاریخ برنامه سازی سرگرم کننده در تعریف آن مقدم قرار می دهد چرا که معتقد است فاصله ی فرهنگی، اخلاقی، تاریخی و شکلی زیادی بین تله واقعیت و ژانر مستند وجود دارد. پترسون به طور کامل سپ مستند (docusoap) را یک واژه ی بی مصرف معرفی می کند.
تله واقعیت، آنطور که امروزه فهمیده می شود می-تواند مستقیم به چندین شکل برنامه تلویزیونی که از اواخر دهه ی ۸۰ و اوایل دهه ی ۹۰شروع شده-اند ارجاع داده شود. پلیس ها (Cops) که ابتدا در بهار ۱۹۸۹ پخش شد تا حدودی در پاسخ به نیاز به شکل جدیدی از برنامه سازی بود که اعتصاب اتحادیه نویسندگان سبب آن شده بود. این برنامه پلیس ها را در هنگام کشف جرم نشان می-داد. سبک سینما وریته و شکل تصویربرداری تلویزیونی که این برنامه شناساند دربسیاری از تله واقعیت های بعدی مورد استفاده قرار گرفت.

این گونه همچنین بسیاری از تعریف های سبکی که تاکنون معیار ثابتی برای برنامه های واقعیت محورشده را بنیاد نهاد مانند استفاده بسیار زیاد از موسیقی و پراکنده کردن تصاویر روی گفته های اعتراف مانند شخص که بعد از واقعه ضبط گردیده است. یک سال بعد همان مفهوم توسط ام تی وی برای مجموعه ی جدیدی به نام “جهان واقعی” استفاده گردید.
(پترسون، ۲۰۰۷).
تله واقعیت، امروزه از رسانه های گوناگون و رایجی چون مطبوعات و انتشارات تلویزیون های تجاری نیز تاثیر گرفته است.